کوچ – شهلا صفائی
  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من

کوچ – شهلا صفائی

آن‌چـه می‌خوانَـم و می‌آمـوزَم

  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من

آخرین نوشته های من

  • یادداشت‌ها

    الِژیا و غربتِ غریب

    21 مرداد 1405

    یک ـ صحرانشینان عرب باور داشتند که صخره‌های تک‌افتاده، روزگاری مسافران راه گم‌کرده یا جنگجویان شکست‌خورده و تبعیدی و حتی عشاق مطرود بودند. صخره‌ها روزگاری کسانی بودند گم‌شده، در راه‌مانده،…

    ادامه مطلب
    0 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • کتابیادداشت‌ها

    ورتر و مرزهای خویشتن

    20 مرداد 1405

    «…و تو ای جانِ نیکی که به سهم خود همان دلبستگی‌های او را داری، از رنج او تسلایی برگیر، و اگر که به حکم تقدیر یا گناهی شخصی دوست دیگری…

    ادامه مطلب
    5 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • کتاب

    شرط‌بندی – آنتون چخوف

    18 مرداد 1405

    میهمانی‌ای در عصری پاییزی برگزار می‌شود و گفتگوی جالبی میان حاضرین دربارهٔ اشد مجازات درمی‌گیرد. اکثر میهمانان، اعدام را محکوم و معتقدند حبس ابد می‌بایست جایگزین آن شود. بانکداری که…

    ادامه مطلب
    7 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    وداع پوشکین با دریا

    17 مرداد 1405

    The vanished joy of my crazy years Is as heavy as gloomy hang-over. But, like wine, the sorrow of past days Is stronger with time. My path is sad. The…

    ادامه مطلب
    8 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    زمانمندی و Still Point

    16 مرداد 1405

      Ridiculous the waste sad time Stretching before and after T.S. Eliot     زمان، برای انسان، امتدادی بی‌پایان است که او را میان «آن‌چه بوده» و «آن‌چه خواهد بود»…

    ادامه مطلب
    7 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    بوئتیوس، بریکولاژ و تاب‌آوری

    15 مرداد 1405

    Image Source:Here یک ـ کیسه‌ای نخ‌نما روی استخوان و گوشتِ چروکیده بوئتیوس   این جمله‌ی غریب، اعترافی بود که بوئتیوس چهل ساله، وقتی در محبس، مأیوسانه چشم به راه رسیدن…

    ادامه مطلب
    8 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    چرخ بخت | Rota Fortunae

    14 مرداد 1405

    ای بخت، چون ماه، پیوسته دگرگون می‌شوی؛ گاه فزونی می‌گیری و گاه فرو می‌کاهی. زندگی نفرت‌انگیز، اکنون سخت می‌گیرد و آنگاه مرهم می‌شود، و با بازی خود ذهن آدمی را…

    ادامه مطلب
    8 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • کتابیادداشت‌ها

    ماجرای سفر من و زوربا

    18 تیر 1403

    پیش‌نوشت: زوربا را بعد از سال‌ها دوباره به دست گرفتم. این بار یک نسخه‌ی قدیمی‌ترش را. و همسفر من در سفری اودیسه‌وار شد. سفری که چندماه پیش جسمم شروع کرد…

    ادامه مطلب
    9 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    پیشرفت، فرایندی دیالکتیکی است؟

    20 دی 1402

    زمان و مکان‌هایی در تاریخ هست که تنها یک آدم ذاتاً خوشبین می‌تواند امیدی به آینده‌ی نوع بشر داشته باشد. مثل پایان دوره طلایی آتن، زمان سقوط امپراتوری رم، انتهای…

    ادامه مطلب
    8 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • کتاب

    هوای قریه بارانی‌ست

    29 مرداد 1402

    اخیراً کتابی می‌خواندم از احمدرضا احمدی ـ هوای قریه بارانی‌ست ـ پس از مدت‌ها به کتابفروشی محبوبم رفته بودم، گمان نمی‌کردم آن زن هنوز مرا بشناسد. او که نامم را…

    ادامه مطلب
    8 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    جایی کوچک میان نخواستن زندگی و نخواستن مرگ

    24 فروردین 1402

    می‌گفت «هرچه می‌خواستم داشتم و چیزی نبود که بهتر شود جز افسردگی جان‌فرسایم.» در عصر یکی از همین روزهای بهاری و بعد از پایان کارم، روایتی از زندگی یک فیلمساز…

    ادامه مطلب
    14 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    فاعلیت زیستن ـ نامه‌هایی در ستایش زندگی

    21 فروردین 1402

      این روزها برای من از جنس و تبار دیگری بود. مشغول خود بودم و از خود به در آمدم. فرصتی اگر دست داد غنیمت شمردم و ایستادم به تماشا.…

    ادامه مطلب
    7 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    حال در معنادهی به گذشته مؤثر است.

    24 اسفند 1401

    یک ـ روزهای بی‌نهایت شلوغی را می‌گذرانم. شلوغ اما خوب. از لحظه‌لحظه‌ی کارهایی که انجام می‌دهم لذت می‌برم؛ کار و زندگی برایم درهم تنیده و یکی شده ولی از آن…

    ادامه مطلب
    8 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
  • یادداشت‌ها

    اگر اندکی پایین‌تر بود آسمان…

    17 اسفند 1401

    اگر اندکی پایین‌تر بود آسمانمثل دیگر شاعرانآرزو نمی‌کردم که چیزی بر آن بنویسممی‌بریدم و پیش‌بند پرنده‌هایش می‌کردم. اگر این رودها ادامه نمی‌یافتندبه خیالشان ته دنیا را ببینندبر ساحل نمی‌نشستم(مثل پرنده‌ها، قایق‌ها)و…

    ادامه مطلب
    6 فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
نوشته های جدید
نوشته های قدیمی

درباره من

درباره من

شهلا صفائی

عاشق سرخپوست‌ها و سفر و آموختنم.

همراه من باشید

فیس بوک توییتر اینستاگرام لینکدین

دسته بندی مطالب

  • تفکر  نقادانه (۲۳)
  • جهان دیجیتال (۱۸)
  • روانشناسی اجتماعی (۱۸)
  • فیلم (۵)
  • کتاب (۵۷)
  • گفتگوها (۳)
  • یادداشت‌ها (۱۱۴)

کافه کتاب

  • ورتر و مرزهای خویشتن

  • شرط‌بندی – آنتون چخوف

  • ماجرای سفر من و زوربا

  • هوای قریه بارانی‌ست

  • آزادی و خیانت به آزادی – آیزا برلین

کتاب‌هاي قبلي کافه‌کتاب

اینستاگرام

آخرین نوشته ها

  • الِژیا و غربتِ غریب
  • ورتر و مرزهای خویشتن
  • شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • وداع پوشکین با دریا
  • زمانمندی و Still Point
  • بوئتیوس، بریکولاژ و تاب‌آوری
  • چرخ بخت | Rota Fortunae
  • ماجرای سفر من و زوربا
  • پیشرفت، فرایندی دیالکتیکی است؟
  • هوای قریه بارانی‌ست
  • جایی کوچک میان نخواستن زندگی و نخواستن مرگ
  • فاعلیت زیستن ـ نامه‌هایی در ستایش زندگی
  • حال در معنادهی به گذشته مؤثر است.
  • اگر اندکی پایین‌تر بود آسمان…

دیدگاه ها

  • صادق در ورتر و مرزهای خویشتن
  • ابی در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • دامون در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • صادق در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • رها در زمانمندی و Still Point
  • کاویان در زمانمندی و Still Point
  • رها در چرخ بخت | Rota Fortunae
  • صادق در چرخ بخت | Rota Fortunae
  • شادی علیپور در ماجرای سفر من و زوربا
  • صادق در ماجرای سفر من و زوربا
  • دامون در ماجرای سفر من و زوربا
  • رها در ماجرای سفر من و زوربا
  • حجت در ماجرای سفر من و زوربا
  • Paras2 در ماجرای سفر من و زوربا
  • خانه
  • کتاب
  • وبلاگ روانشناسی اجتماعی
  • تماس با من

@2017 - تمام حقوق این سایت، متعلق به شهلا صفائی می باشد.