کوچ – شهلا صفائی
  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من

کوچ – شهلا صفائی

آن‌چـه می‌خوانَـم و می‌آمـوزَم

  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من
یادداشت‌ها

چرخ بخت | Rota Fortunae

14 مرداد 1405
چرخ بخت | Rota Fortunae

ای بخت،

چون ماه،

پیوسته دگرگون می‌شوی؛

گاه فزونی می‌گیری

و گاه فرو می‌کاهی.

زندگی نفرت‌انگیز،

اکنون سخت می‌گیرد

و آنگاه مرهم می‌شود،

و با بازی خود

ذهن آدمی را می‌آزارد؛

فقر و قدرت را

چون یخ آب می‌کند.

ای سرنوشت

سهمگین و پوچ،

ای چرخ همواره گردان،

بخت بد،

رستگاری بیهوده،

همیشه ناپایدار؛

پوشیده و در سایه،

حتی بر من نیز

پنجه می‌افکنی.

اکنون از بازی تو

پشت برهنه‌ام

زخم ستمت را تحمل می‌کند.

بختِ نجات

و فضیلت،

اکنون با من دشمن شده است؛

امید و ناتوانی

همواره

مرا در بند نگه داشته‌اند.

در همین لحظه،

بی‌درنگ،

بر سینه‌هایتان بکوبید؛

زیرا بخت،

نیرومندترین انسان را نیز

بر زمین می‌زند؛

پس همگی با من سوگواری کنید.

یک- شعر «O Fortuna» با خطاب به فورتونا، الههٔ بخت، آغاز می‌شود. این شعر نخستین موومانِ کانتاتای «Carmina Burana» اثر کارل اورف است که در پایان اثر نیز تکرار می‌شود؛ تکراری که به اثر، ساختاری دایره‌ای می‌بخشد و با ایدهٔ مرکزی آن، «چرخ بخت» (Rota Fortunae)، هم‌خوان است؛ چرخی که هرگز از حرکت بازنمی‌ایستد و انسان را پیوسته میان اوج و حضیض، کامیابی و شکست، به گردش درمی‌آورد…

دو- چرخ بخت یکی از بنیادی‌ترین نمادهای جهان‌بینی قرون وسطی است که چهار مرحلهٔ زندگی انسان را نشان می‌دهد: Regnabo (فرمانروا خواهم شد)، Regno (اکنون فرمانروا هستم)، Regnavi (فرمانروا بودم) و Sum sine regno (اکنون دیگر فرمانروایی ندارم). 

این نماد یادآور آن است که زندگی انسان بر مدار ثبات نمی‌گردد، بلکه بر پاشنه‌ای می‌چرخد که پیوسته جایگاه افراد را دگرگون می‌کند. از همین رو، «O Fortuna» بیش از آنکه مرثیه‌ای بر بداقبالی باشد، سوگواری برای وضعیت انسان در جهانی است که تنها امرِ ثابت در آن، گردش بی‌امان چرخ بخت است.

سه- واژه‌های انگلیسی fortune، fortunate و fortunately همگی در نهایت به واژهٔ لاتینی fortūna بازمی‌گردند؛ واژه‌ای که هم به معنای «بخت و اقبال» بود و هم نام الههٔ رومیِ بخت، Fortuna. از این‌رو، هرچند fortunately امروز صرفاً به معنای «خوشبختانه» به کار می‌رود، اما از نظر ریشه‌شناسی، همچنان یادگار همان سنت زبانی و اسطوره‌ای است که بخت را در سیمای الهه‌ای به نام فورتونا مجسم می‌کرد.

چهار- این تلقی از چرخ بخت، در شعر فارسی نیز بیگانه نیست؛

آن‌جا که خیام سرود: 

ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست

بی‌دادگری شیوهٔ دیرینهٔ توست

ای خاک! اگر سینهٔ تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینهٔ توست

نزدیک به هشت قرن پس از خیام، عارف قزوینی نیز همین شکایت را از زبان خود تکرار می‌کند؛ 

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!

پی‌نوشت: اگر فرصت کردید، اجرای ارکسترال «O Fortuna» از Carmina Burana اثر کارل اورف را نیز بشنوید.⁩⁩ من اجرایی را که از همه بیش‌تر می‌پسندم اینجا می‌گذارم. با وپن ببینید.

Carl Orff – O Fortuna ~ Carmina Burana
Arnold Schoenberg Chor
Wiener KammerOrchester Francisco Navarro Lara, Conductor
Golden Saal Musikverein Vienna

۲ نظر
8
فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
نوشته قبلی
ماجرای سفر من و زوربا
نوشته بعدی
بوئتیوس، بریکولاژ و تاب‌آوری

۲ نظر

صادق ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۶ ق٫ظ

خیام یک شعر جالب تر هم داره؛ چرخ در اون شعر منظور فضا و کائنات و جهان در مفهوم علمیشه؛ یک ماشین دقیق برنامه ریزی که هیچ اختیاری از خودش نداره و اون هم دچار جبره

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است

پاسخ
رها ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۷:۳۹ ب٫ظ

خوش‌برگشتی😍☺️

پاسخ

لغو ارسال نظر لغو پاسخ

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید.

فاعلیت زیستن ـ نامه‌هایی در ستایش زندگی

21 فروردین 1402

می‌دوم و می‌نویسم!

11 فروردین 1399

در ستایش تنهایی

27 آذر 1398

نامه ای به آدم خوبه ماجرا

17 آبان 1398

امید هیچ معجزی ز مرده نیست..

31 فروردین 1399

درباره‌ی کووید۱۹ و جهان پساکرونا

6 فروردین 1399

تولید غیرارادی خاطرات ساختگی توسط مغز

19 بهمن 1401

همزاد

17 آذر 1399

وقتی دونده بودم

7 اسفند 1396

چرا زور واقعیت ،‌ به ذهن آدم نمی‌رسه؟

25 آذر 1398

دسته بندی

  • تفکر  نقادانه (۲۳)
  • جهان دیجیتال (۱۸)
  • روانشناسی اجتماعی (۱۸)
  • فیلم (۵)
  • کتاب (۵۷)
  • گفتگوها (۳)
  • یادداشت‌ها (۱۱۵)

آخرین نوشته ها

  • ما لعبتکانِ این فلک…
  • الِژیا و غربتِ غریب
  • ورتر و مرزهای خویشتن
  • شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • وداع پوشکین با دریا
  • زمانمندی و Still Point
  • بوئتیوس، بریکولاژ و تاب‌آوری
  • چرخ بخت | Rota Fortunae
  • ماجرای سفر من و زوربا
  • پیشرفت، فرایندی دیالکتیکی است؟

دیدگاه ها

  • ابی در ما لعبتکانِ این فلک…
  • رها در الِژیا و غربتِ غریب
  • صادق در ورتر و مرزهای خویشتن
  • ابی در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • دامون در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • صادق در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • رها در زمانمندی و Still Point
  • کاویان در زمانمندی و Still Point
  • رها در چرخ بخت | Rota Fortunae
  • صادق در چرخ بخت | Rota Fortunae

RSS وبلاگ روانشناسی اجتماعی

  • خانه
  • کتاب
  • وبلاگ روانشناسی اجتماعی
  • تماس با من

@2017 - تمام حقوق این سایت، متعلق به شهلا صفائی است.