کوچ – شهلا صفائی
  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من

کوچ – شهلا صفائی

آن‌چـه می‌خوانَـم و می‌آمـوزَم

  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من
یادداشت‌ها

وداع پوشکین با دریا

17 مرداد 1405
وداع پوشکین با دریا

The vanished joy of my crazy years

Is as heavy as gloomy hang-over.

But, like wine, the sorrow of past days

Is stronger with time.

My path is sad. The waving sea of the future

Promises me only toil and sorrow.

But, O my friends, I do not wish to die,

I want to live – to think and suffer.

I know, I’ll have some pleasures

Among woes, cares and troubles.

Sometimes I’ll be drunk with harmony again,

Or will weep over my visions,

And it’s possible, at my sorrowful decline,

Love will flash with a parting smile.

-Alexander Pushkin 

شادیِ ازدست‌رفته‌یِ سال‌های مجنونانه‌ام

به سنگینیِ خُماری‌ست حزن‌آور.

اما، چون شراب، اندوهِ روزهای گذشته

با گذرِ زمان قوی‌تر می‌گردد. 

مسیرِ من غمناک است. دریای متلاطمِ آینده 

نویدِ محنت و رنج را می‌دهد فقط. 

اما، ای دوستانِ من، من نمی‌خواهم بمیرم. 

من می‌خواهم زندگی کنم؛ بیندیشم و رنج کِشَم. 

نیک آگاهم، در میانِ این پرواها، بیم‌ها، مصیبت‌ها 

لذّت‌هایی نیز خواهم چشید.

گاهی دوباره، مستِ از هماهنگی خواهم بود،

یا به تماشایِ بینش‌هایم سرشک خواهم ریخت،

و چه بسا که، در زوالِ اندوهناک‌ام،

عشق با تبسم‌ای گذرا مقابل‌ام جلوه‌ای خواهد کرد. 

-الکساندر پوشکین


تصویر وداع پوشکین با دریا – اثر ایوان آیوازوفسکی (+)

۰ نظر
8
فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
نوشته قبلی
زمانمندی و Still Point
نوشته بعدی
شرط‌بندی – آنتون چخوف

لغو ارسال نظر لغو پاسخ

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید.

از هیچ به سوی هیچ…

20 اسفند 1399

آه از آن رفتگان بی‌برگشت

26 فروردین 1399

وقتی دونده بودم

7 اسفند 1396

تو وارث یک تاریخی

27 آذر 1400

فلو شدن – نهایت رضایت و شادی

14 فروردین 1399

روزی که با خدایم چای نوشیدم

19 آبان 1398

درباره ی تغییر و بالا بردن استانداردها

8 آبان 1398

اگه قصه‌ای برای گفتن نداری برای چی زنده‌ای؟

24 اسفند 1398

آیا ما مغزی اجتماعی داریم؟

25 فروردین 1399

رویاها باید به مقصد برسند

21 تیر 1397

دسته بندی

  • تفکر  نقادانه (۲۳)
  • جهان دیجیتال (۱۸)
  • روانشناسی اجتماعی (۱۸)
  • فیلم (۵)
  • کتاب (۵۷)
  • گفتگوها (۳)
  • یادداشت‌ها (۱۱۶)

آخرین نوشته ها

  • فرهنگ از مرگ و زندگی قوی‌تر است
  • ما لعبتکانِ این فلک…
  • الِژیا و غربتِ غریب
  • ورتر و مرزهای خویشتن
  • شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • وداع پوشکین با دریا
  • زمانمندی و Still Point
  • بوئتیوس، بریکولاژ و تاب‌آوری
  • چرخ بخت | Rota Fortunae
  • ماجرای سفر من و زوربا

دیدگاه ها

  • ابی در فرهنگ از مرگ و زندگی قوی‌تر است
  • صادق در ما لعبتکانِ این فلک…
  • ابی در ما لعبتکانِ این فلک…
  • رها در الِژیا و غربتِ غریب
  • صادق در ورتر و مرزهای خویشتن
  • ابی در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • دامون در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • صادق در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • رها در زمانمندی و Still Point
  • کاویان در زمانمندی و Still Point

RSS وبلاگ روانشناسی اجتماعی

  • خانه
  • کتاب
  • وبلاگ روانشناسی اجتماعی
  • تماس با من

@2017 - تمام حقوق این سایت، متعلق به شهلا صفائی است.