کوچ – شهلا صفائی
  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من

کوچ – شهلا صفائی

آن‌چـه می‌خوانَـم و می‌آمـوزَم

  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من
دسته بندی:

یادداشت‌ها

نوشته های گاه و بی گاه من

  • یادداشت‌ها

    هرچه بادا باد

    30 آذر 1401

    صدای آواز زنی محزون از دور به گوش می‌رسد؛ غم و وحشتی سنگین به جانم ‌می‌اندازد.  بی‌قرار و پریشانم. دنبال صدا به این سو و آن سو گردن می‌کشم ولی…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    فردا نوبت کدام تماشاچی‌ست؟

    14 آبان 1401

    به عابران نگاه می‌کنم؛ به دخترانی که روسری را دور گردنشان پیچانده‌ و با غروری دلهره‌آور گام برمی‌دارند. به آدم‌های مصمم و امیدواری که منتظر ایستاده‌اند برای فریاد زدن. به…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    جخ امروز از مادر نزاده‌ام…

    28 مهر 1401

    Photo: Mortezakhosravi جخ امروز از مادر نزاده‌ام نه عمرِ جهان بر من گذشته است.   نزدیک‌ترین خاطره‌ام خاطره‌ی قرن‌هاست. بارها به خونِمان کشیدند به یاد آر، و تنها دست‌آوردِ کشتار…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    پیمان‌نامه حقوق کودک

    26 مهر 1401

    Melikasaeeda   دیشب حین مطالعه، ‌به پیمان‌نامه حقوق کودک برخوردم. پیمانی تاریخی که سی و دوسال پیش-۲۹ آبان‌ماه ۱۳۶۸- به امضای تمام رهبران جهان رسید و طی آن متعهد شدند…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    سمبلیسم مو و مفهوم قدرتمند زن، زندگی، آزادی

    16 مهر 1401

    اتفاقی که این سه هفته در خیابان‌های ایران به راه افتاد و هم‌چنان نیز ادامه دارد به من گویی جان تازه‌ای بخشید. شاهد متولد شدن یک اتفاق و مفهوم تازه…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    تو نیز روزی لاشه‌ای گندیده خواهی شد…

    23 شهریور 1401

    Photo:Mike Chai ایستاده‌ام روی پل عابر پیاده و عبور و مرور ماشین‌ها را تماشا می‌کنم. هربار که این بالا می‌آیم-گویی تنها پناه امن و نهانم باشد؛ از تمام هست و…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    یار شیرین

    15 شهریور 1401

    یک-برایش نوشتم: «تا حالا شده کسی با شنیدن آهنگ یار شیرین لیلا فروهر گریه کرده باشه؟» داشتم ورزش می‌کردم و پادکست گوش می‌دادم، برای دومین بار اپیزود «دیوانه است آنکه…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    این صبر که من می‌کنم…

    6 شهریور 1401

    دو ساعتی می‌شود که حس می‌کنم بار سنگینی را از روی دوشم زمین گذاشتم. مادامی که درگیر رسم و رسومات و تشریفاتی-هرچقدر هم به آن‌ها باور و اعتقادی نداشته باشی،…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    داستان اندوه

    30 مرداد 1401

      یک: ما با مرگ-آن چیز پیش پاافتاده‌ی بی‌همتا- خوب کنار نمی‌آییم. نمی‌توانیم مثل باقی چیزها مرگ را بخشی از یک قاعده‌ی کلی ببینیم. به قول ادوارد مورگان فوستر، «درک…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    شب‌های دشوار

    16 تیر 1401

    _ پدربزرگ عزیز، به من فرمان بده. با تبسمی دست بر سرم نهادی. دست نبود، آتشی رنگارنگ بود. شعله تا بن مغزم دوید. _فرزندم، برس به آن‌چه می‌توانی. صدایت جدی…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    نخبه به مثابه فیلسوف تناقض‌ها

    9 بهمن 1400

    پیش‌نوشت: یادداشت زیر، تلاش برای پاسخ به بیانیه‌ای‌ست که دغدغه‌اش از سال‌ها قبل آغاز و امروز نوشته شده است؛ نخبه کیست؟ متن بیانیه نخبه‌اندیشی (+) پیش از هر چیز، بر خود…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    شاید امروز،‌ پایانش باشد…

    3 بهمن 1400

    به آرشیو موسیقی چندسال گذشته سرک کشیده‌ام. بی‌آن‌که خاطره‌ای برایم تداعی شود دچار ملغمه‌ای از احساسات متضاد و شاید متناقض شده‌ام. شبیه کسی که لبخندی به چهره دارد ولی چشمانش…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    با این‌همه، چه بلند چه بالا پرواز می‌کنی!

    26 دی 1400

    چندروز از آغاز سی‌سالگی‌ام گذشته بود و در سکوت آن‌روزها یک چیز را خوب می‌دانستم؛ و آن، این لحظه‌ای بود که قرار بود از سی‌سالگی‌ام بنویسم!  در خیالم در زمان…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    تو وارث یک تاریخی

    27 آذر 1400

    مدتی‌ست جمله‌ی آدورنو ذهنم را به خود مشغول کرده. در هر فرصتی این سوال را از خود می‌پرسم: آیا زندگی بد را می‌توان خوب زیست؟ گاهی با کمی تغییر، می‌پرسم:…

    ادامه مطلب
نوشته های جدید
نوشته های قدیمی

درباره من

درباره من

شهلا صفائی

عاشق سرخپوست‌ها و سفر و آموختنم.

همراه من باشید

فیس بوک توییتر اینستاگرام لینکدین

دسته بندی مطالب

  • تفکر  نقادانه (۲۳)
  • جهان دیجیتال (۱۸)
  • روانشناسی اجتماعی (۱۸)
  • فیلم (۵)
  • کتاب (۵۷)
  • گفتگوها (۳)
  • یادداشت‌ها (۱۱۶)

کافه کتاب

  • ورتر و مرزهای خویشتن

  • شرط‌بندی – آنتون چخوف

  • ماجرای سفر من و زوربا

  • هوای قریه بارانی‌ست

  • آزادی و خیانت به آزادی – آیزا برلین

کتاب‌هاي قبلي کافه‌کتاب

اینستاگرام

آخرین نوشته ها

  • فرهنگ از مرگ و زندگی قوی‌تر است
  • ما لعبتکانِ این فلک…
  • الِژیا و غربتِ غریب
  • ورتر و مرزهای خویشتن
  • شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • وداع پوشکین با دریا
  • زمانمندی و Still Point
  • بوئتیوس، بریکولاژ و تاب‌آوری
  • چرخ بخت | Rota Fortunae
  • ماجرای سفر من و زوربا
  • پیشرفت، فرایندی دیالکتیکی است؟
  • هوای قریه بارانی‌ست
  • جایی کوچک میان نخواستن زندگی و نخواستن مرگ
  • فاعلیت زیستن ـ نامه‌هایی در ستایش زندگی

دیدگاه ها

  • ابی در فرهنگ از مرگ و زندگی قوی‌تر است
  • صادق در ما لعبتکانِ این فلک…
  • ابی در ما لعبتکانِ این فلک…
  • رها در الِژیا و غربتِ غریب
  • صادق در ورتر و مرزهای خویشتن
  • ابی در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • دامون در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • صادق در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • رها در زمانمندی و Still Point
  • کاویان در زمانمندی و Still Point
  • رها در چرخ بخت | Rota Fortunae
  • صادق در چرخ بخت | Rota Fortunae
  • شادی علیپور در ماجرای سفر من و زوربا
  • صادق در ماجرای سفر من و زوربا
  • خانه
  • کتاب
  • وبلاگ روانشناسی اجتماعی
  • تماس با من

@2017 - تمام حقوق این سایت، متعلق به شهلا صفائی است.