کوچ – شهلا صفائی
  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من

کوچ – شهلا صفائی

آن‌چـه می‌خوانَـم و می‌آمـوزَم

  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
  • کتاب
  • تماس با من
دسته بندی:

یادداشت‌ها

نوشته های گاه و بی گاه من

  • یادداشت‌ها

    کفر و ایمان چه به هم نزدیک است…

    22 آبان 1400

    در گیر و دار جمع کردن کوهی از شلوغی کارها بودم که تکه‌ای کاغذ از لابلای وسایلم بیرون افتاد… کاغذی که خطی نامفهوم بر آن نوشته ‌شده بود. به ماه‌ها…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    رنج بازگشت

    17 شهریور 1400

    خواندن «رنج بازگشت» اینیاتسیو سیلونه، آن‌هم زمانی که دیگر ایران نیستم حس غریبی داشت. شاید هر جمله‌اش دقایق طولانی مرا به دست خیال می‌سپرد و گاه به این فکر می‌کردم…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    از هیچ به سوی هیچ…

    20 اسفند 1399

    سال ۹۹، سال بسیار عجیبی برای من بود و برای اولین بار است که هرچقدر به روزهای پایانی‌اش نزدیک‌تر می‌شوم احساس سرمستی می‌کنم. و شاید نخستین سالی‌ست که آمدن عید…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    همزاد

    17 آذر 1399

    هزارسال پیش شبی که ابرِ اخترانِ دوردست می‌گذشت از فراز بام من صدام کرد…   چه آشناست این صدا همان‌که از زمان گاهواره می‌شنیدمش همان‌که از درون من صدام می‌کند……

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    آسمان تو چه رنگ است امروز؟

    12 آذر 1399

    گاهی پیش می‌آید که در خواب، ایده‌ای برای نوشتن سراغم می‌آید و یا حتی جملاتی جدید را بر زبان می‌آورم؛ جملاتی که تاکنون با هیچ‌کس از آن سخن نگفته‌ام. در…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    آواز غم

    18 مهر 1399

    این دو روز، حرف‌های زیادی در دلم و خاطراتم گذشت ولی سکوت کردم. همیشه در میان هیاهو، گوشه‌ای می‌خزم و در سکوتی ممتد به زندگی می‌اندیشم و آن را زندگی…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    جهنم ما دیگران‌اند…

    15 مهر 1399

    انسان، همواره در روابطش دنبال مَفَری می‌گردد برای دوری جستن از نگاه و حضور دیگران؛ چرا که حضور دیگری، او را در تنگنایی اندوهناک قرار می‌دهد(سارتر ، این را از…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    کم‌ترین تحریری از یک آرزو این است…

    26 مرداد 1399

    کم‌ترین تحریری از یک آرزو این است آدمی را آب و نانی باید و آن‌گاه آوازی… در قناری‌ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی کزچه در آن تنگناشان باز،…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    برای آیندگان

    1 اردیبهشت 1399

    برخورد غیرمنتظره‌ی من با این جهان، زخمی بر روحم به جای گذاشت که هیچ‌گاه التیام نیافت. این زخم، یادبودی‌ است که احتمالا در رفتنِ غیرمنتظره‌ام از این دنیا، برجای خواهم…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    امید هیچ معجزی ز مرده نیست..

    31 فروردین 1399

    چه فکر می‌کنی که بادبان شکسته، زورق به گل نشسته‌ای‌ست زندگی در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته به بن رسیده ، راه بسته‌ای‌ست زندگی چه سهمناک…

    ادامه مطلب
  • تفکر  نقادانهیادداشت‌ها

    ارتباط اندازه مغز اجتماعی با گروه‌های اجتماعی و رژیم غذایی!

    27 فروردین 1399

    پیش از این در مورد مغز اجتماعی باهم حرف زدیم.(+) این‌که مغز فقط یک عضو بدن نیست و با فرهنگ ما، جامعه ما و با هستی ما (از نظر زیست…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    آه از آن رفتگان بی‌برگشت

    26 فروردین 1399

    شبم از بی‌ستارگی، شب گور در دلم پرتو ستاره‌ی دور آذرخشم گهی نشانه گرفت گه تگرگم به تازیانه گرفت بر سرم آشیانه بست کلاغ آسمان تیره گشت چون پر زاغ…

    ادامه مطلب
  • تفکر  نقادانهیادداشت‌ها

    آیا ما مغزی اجتماعی داریم؟

    25 فروردین 1399

    تا مدت‌ها مطالعه راجع به آگاهی، کار فلاسفه بوده و تنها چند دهه است که این موضوع، وارد حیطه علم شده است. مدت‌های مدید از ورود علم زیست‌شناسی و مغزپژوهی…

    ادامه مطلب
  • یادداشت‌ها

    گرگ‌ها و سگ‌ها

    16 فروردین 1399

    پیش‌نوشت: گرگ‌ها و سگ‌ها، دومین تلاش من برای نوشته‌ی امروزم است. قبلی با موضوع دیگری به سختی تا نیمه نوشته شده بود که لپ‌تاپم به حالت اغما رفت و دیگر…

    ادامه مطلب
نوشته های جدید
نوشته های قدیمی

درباره من

درباره من

شهلا صفائی

عاشق سرخپوست‌ها و سفر و آموختنم.

همراه من باشید

فیس بوک توییتر اینستاگرام لینکدین

دسته بندی مطالب

  • تفکر  نقادانه (۲۳)
  • جهان دیجیتال (۱۸)
  • روانشناسی اجتماعی (۱۸)
  • فیلم (۵)
  • کتاب (۵۷)
  • گفتگوها (۳)
  • یادداشت‌ها (۱۱۶)

کافه کتاب

  • ورتر و مرزهای خویشتن

  • شرط‌بندی – آنتون چخوف

  • ماجرای سفر من و زوربا

  • هوای قریه بارانی‌ست

  • آزادی و خیانت به آزادی – آیزا برلین

کتاب‌هاي قبلي کافه‌کتاب

اینستاگرام

آخرین نوشته ها

  • فرهنگ از مرگ و زندگی قوی‌تر است
  • ما لعبتکانِ این فلک…
  • الِژیا و غربتِ غریب
  • ورتر و مرزهای خویشتن
  • شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • وداع پوشکین با دریا
  • زمانمندی و Still Point
  • بوئتیوس، بریکولاژ و تاب‌آوری
  • چرخ بخت | Rota Fortunae
  • ماجرای سفر من و زوربا
  • پیشرفت، فرایندی دیالکتیکی است؟
  • هوای قریه بارانی‌ست
  • جایی کوچک میان نخواستن زندگی و نخواستن مرگ
  • فاعلیت زیستن ـ نامه‌هایی در ستایش زندگی

دیدگاه ها

  • ابی در فرهنگ از مرگ و زندگی قوی‌تر است
  • صادق در ما لعبتکانِ این فلک…
  • ابی در ما لعبتکانِ این فلک…
  • رها در الِژیا و غربتِ غریب
  • صادق در ورتر و مرزهای خویشتن
  • ابی در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • دامون در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • صادق در شرط‌بندی – آنتون چخوف
  • رها در زمانمندی و Still Point
  • کاویان در زمانمندی و Still Point
  • رها در چرخ بخت | Rota Fortunae
  • صادق در چرخ بخت | Rota Fortunae
  • شادی علیپور در ماجرای سفر من و زوربا
  • صادق در ماجرای سفر من و زوربا
  • خانه
  • کتاب
  • وبلاگ روانشناسی اجتماعی
  • تماس با من

@2017 - تمام حقوق این سایت، متعلق به شهلا صفائی است.