ای بخت،
چون ماه،
پیوسته دگرگون میشوی؛
گاه فزونی میگیری
و گاه فرو میکاهی.
زندگی نفرتانگیز،
اکنون سخت میگیرد
و آنگاه مرهم میشود،
و با بازی خود
ذهن آدمی را میآزارد؛
فقر و قدرت را
چون یخ آب میکند.
ای سرنوشت
سهمگین و پوچ،
ای چرخ همواره گردان،
بخت بد،
رستگاری بیهوده،
همیشه ناپایدار؛
پوشیده و در سایه،
حتی بر من نیز
پنجه میافکنی.
اکنون از بازی تو
پشت برهنهام
زخم ستمت را تحمل میکند.
بختِ نجات
و فضیلت،
اکنون با من دشمن شده است؛
امید و ناتوانی
همواره
مرا در بند نگه داشتهاند.
در همین لحظه،
بیدرنگ،
بر سینههایتان بکوبید؛
زیرا بخت،
نیرومندترین انسان را نیز
بر زمین میزند؛
پس همگی با من سوگواری کنید.
یک- شعر «O Fortuna» با خطاب به فورتونا، الههٔ بخت، آغاز میشود. این شعر نخستین موومانِ کانتاتای «Carmina Burana» اثر کارل اورف است که در پایان اثر نیز تکرار میشود؛ تکراری که به اثر، ساختاری دایرهای میبخشد و با ایدهٔ مرکزی آن، «چرخ بخت» (Rota Fortunae)، همخوان است؛ چرخی که هرگز از حرکت بازنمیایستد و انسان را پیوسته میان اوج و حضیض، کامیابی و شکست، به گردش درمیآورد…
دو- چرخ بخت یکی از بنیادیترین نمادهای جهانبینی قرون وسطی است که چهار مرحلهٔ زندگی انسان را نشان میدهد: Regnabo (فرمانروا خواهم شد)، Regno (اکنون فرمانروا هستم)، Regnavi (فرمانروا بودم) و Sum sine regno (اکنون دیگر فرمانروایی ندارم).
این نماد یادآور آن است که زندگی انسان بر مدار ثبات نمیگردد، بلکه بر پاشنهای میچرخد که پیوسته جایگاه افراد را دگرگون میکند. از همین رو، «O Fortuna» بیش از آنکه مرثیهای بر بداقبالی باشد، سوگواری برای وضعیت انسان در جهانی است که تنها امرِ ثابت در آن، گردش بیامان چرخ بخت است.
سه- واژههای انگلیسی fortune، fortunate و fortunately همگی در نهایت به واژهٔ لاتینی fortūna بازمیگردند؛ واژهای که هم به معنای «بخت و اقبال» بود و هم نام الههٔ رومیِ بخت، Fortuna. از اینرو، هرچند fortunately امروز صرفاً به معنای «خوشبختانه» به کار میرود، اما از نظر ریشهشناسی، همچنان یادگار همان سنت زبانی و اسطورهای است که بخت را در سیمای الههای به نام فورتونا مجسم میکرد.
چهار- این تلقی از چرخ بخت، در شعر فارسی نیز بیگانه نیست؛
آنجا که خیام سرود:
ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست
بیدادگری شیوهٔ دیرینهٔ توست
ای خاک! اگر سینهٔ تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینهٔ توست
نزدیک به هشت قرن پس از خیام، عارف قزوینی نیز همین شکایت را از زبان خود تکرار میکند؛
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
پینوشت: اگر فرصت کردید، اجرای ارکسترال «O Fortuna» از Carmina Burana اثر کارل اورف را نیز بشنوید. من اجرایی را که از همه بیشتر میپسندم اینجا میگذارم. با وپن ببینید.
Arnold Schoenberg Chor
Wiener KammerOrchester Francisco Navarro Lara, Conductor
Golden Saal Musikverein Vienna
