کوچ – شهلا صفائی
  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
    • نامه‌ها
  • کافه کتاب
  • تماس با من

کوچ – شهلا صفائی

آن‌چـه می‌خوانَـم و می‌آمـوزَم

  • خانه
  • کوچ | فهرست
    • گفتگوها
    • تفکر  نقادانه
    • جهان دیجیتال
    • روانشناسی اجتماعی
    • یادداشت‌ها
    • نامه‌ها
  • کافه کتاب
  • تماس با من
یادداشت‌ها

میوهٔ ممنوعه

29 خرداد 1397
میوهٔ ممنوعه

گاهی درد آنقدر عمیق می‌شود که
مرگ هم برای تو کاری نمی‌کند
می‌توانی سینه ات را بشکافی و در آن دانه ی حسرت بکاری؛
خیلی زود،
درخت جنون،
جوانه خواهد زد
و تمام جانت را ریشهٔ
ای کاش‌ها
و زندگی‌های نکرده
پر خواهد کرد…
درخت عمر تو، میوه ای ممنوعه خواهد داد
که روزی، آدمی را از عرش به فرش ‌رسانَد
و تو این بار خدای ساختگی آدمیانی بی خبر شوی؛
خدایی کنی
در تنهایی ذاتی بی انتهایت.

۰ نظر
11
فیس بوک توییتر گوگل ‌پلاس پینترست لینکدین
نوشته قبلی
دنیل کانمن
نوشته بعدی
تفکر، سریع و کند – دنیل کانمن

لغو ارسال نظر لغو پاسخ

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید.

داستان اندوه

30 مرداد 1401

انتظاری که به استثمار رسید

13 آبان 1398

توهمِ آگاهی

18 شهریور 1396

گاهی دیوانه بودن یادم می رود…

6 دی 1397

دلبستگی های کوچک یا ترس های بزرگ؟

29 اسفند 1395

رد پای تو به وقت دلتنگی

13 بهمن 1395

سه هزار و پانصد قدم- احوالات

16 دی 1401

«بازی با کلمات»: راهی برای افزایش تسلط کلامی

13 فروردین 1397

روزی که با خدایم چای نوشیدم

19 آبان 1398

دوستی من و براونی

30 خرداد 1398

دسته بندی

  • تفکر  نقادانه (۲۴)
  • جهان دیجیتال (۲۰)
  • روانشناسی اجتماعی (۱۸)
  • فیلم (۵)
  • کافه کتاب (۷۲)
  • گفتگوها (۳)
  • یادداشت‌ها (۲۱۷)
    • نامه‌ها (۱۴)

آخرین نوشته ها

  • ماجرای سفر من و زوربا
  • پیشرفت، فرایندی دیالکتیکی است؟
  • هوای قریه بارانی‌ست
  • جایی کوچک میان نخواستن زندگی و نخواستن مرگ
  • فاعلیت زیستن ـ نامه‌هایی در ستایش زندگی
  • حال در معنادهی به گذشته مؤثر است.
  • اگر اندکی پایین‌تر بود آسمان…
  • علاج یأس با فهم درمیانگی
  • مسافر
  • تولید غیرارادی خاطرات ساختگی توسط مغز

دیدگاه ها

  • صادق در ماجرای سفر من و زوربا
  • دامون در ماجرای سفر من و زوربا
  • رها در ماجرای سفر من و زوربا
  • حجت در ماجرای سفر من و زوربا
  • Paras2 در ماجرای سفر من و زوربا
  • زهرا در همیشه همه‌چیز مثل همیشه است
  • محمد در پیشرفت، فرایندی دیالکتیکی است؟
  • محمود جالینوسی در آه از آن رفتگان بی‌برگشت
  • ستار فلاح در سه هزار و پانصد قدم- احوالات
  • شکیب داودی در تاسیان _ هوشنگ ابتهاج

RSS وبلاگ روانشناسی اجتماعی

  • خانه
  • کافه کتاب
  • وبلاگ روانشناسی اجتماعی
  • تماس با من

@2017 - تمام حقوق این سایت، متعلق به شهلا صفائی می باشد.