در سال ۱۹۵۱ آیزایا برلین هر هفته گفتارهایی را در رادیو ایراد کرد که شنوندگان فراوانی مجذوب آن شدند. این گفتارها شهرت اجتماعی و اعتبار علمی او را بیش از…
آخرین نوشته های من
-
-
پیشنوشت: این نوشته برگرفته از کتاب «میان گذشته و آینده» از هانا آرنت است. قبل از خواندنش، بد نیست اگر مروری بر پست قبلی داشته باشید؛ «آزاد بودن، همان کنشگر…
-
هنگامیکه دربارهی آزادی صحبت میکنیم باید سیاست و این حقیقت را که به انسان توانایی کنش داده شده است (چه از آن آگاه باشیم چه نباشیم) پیوسته در ذهن داشته…
-
صدای آواز زنی محزون از دور به گوش میرسد؛ غم و وحشتی سنگین به جانم میاندازد. بیقرار و پریشانم. دنبال صدا به این سو و آن سو گردن میکشم ولی…
-
آزادی من برای حرکت دادن مشتم در هوا آنجایی به پایان می رسد که صورت تو آغاز میشود. یگانه دلیل برای آنکه مرا از عملی کردن خواستهام بازدارند، یا وادارم…
-
به عابران نگاه میکنم؛ به دخترانی که روسری را دور گردنشان پیچانده و با غروری دلهرهآور گام برمیدارند. به آدمهای مصمم و امیدواری که منتظر ایستادهاند برای فریاد زدن. به…
-
Photo: Mortezakhosravi جخ امروز از مادر نزادهام نه عمرِ جهان بر من گذشته است. نزدیکترین خاطرهام خاطرهی قرنهاست. بارها به خونِمان کشیدند به یاد آر، و تنها دستآوردِ کشتار…
-
Melikasaeeda دیشب حین مطالعه، به پیماننامه حقوق کودک برخوردم. پیمانی تاریخی که سی و دوسال پیش-۲۹ آبانماه ۱۳۶۸- به امضای تمام رهبران جهان رسید و طی آن متعهد شدند…
-
اتفاقی که این سه هفته در خیابانهای ایران به راه افتاد و همچنان نیز ادامه دارد به من گویی جان تازهای بخشید. شاهد متولد شدن یک اتفاق و مفهوم تازه…
-
Photo:Mike Chai ایستادهام روی پل عابر پیاده و عبور و مرور ماشینها را تماشا میکنم. هربار که این بالا میآیم-گویی تنها پناه امن و نهانم باشد؛ از تمام هست و…
-
یک-برایش نوشتم: «تا حالا شده کسی با شنیدن آهنگ یار شیرین لیلا فروهر گریه کرده باشه؟» داشتم ورزش میکردم و پادکست گوش میدادم، برای دومین بار اپیزود «دیوانه است آنکه…
-
سفرنامه اروپای داستایفسکی بهواقع یک سفرنامه نیست؛ همان تأملات زمستانی بر تأثرات تابستانیست که در عنوان فرعی کتاب گفته شده. داستایفسکی یکسال بعد از سفرش به اروپا که نخستین سفر…
-
سکوت برهها با بازی آنتونی هاپکینز حیرتانگیز بود. استایل و نحوه ایستادنش، نگاهش، مدل ادای کلمات و پرستیژی که برای این کاراکتر خلق کرده، هانیبال لکتری را آفریده که در…
-
دو ساعتی میشود که حس میکنم بار سنگینی را از روی دوشم زمین گذاشتم. مادامی که درگیر رسم و رسومات و تشریفاتی-هرچقدر هم به آنها باور و اعتقادی نداشته باشی،…
